تبليغاتX
سفر به انتهای شب
عزادار و امیدوار

 

وقتی زرتشت نیچه از کوه کذایی پایین می آید به قدیسی  بر می خورد که مشغول نیاش است . جمله ای زرتشت درباره ی این قدیس خیلی معروف است اما بد نیست یکبار دیگر بر آن تاکید کنیم . او می گوید "چه بسا این قدیس پیر در جنگل اش هنوز چیزی از آن نشنیده باشد که خدا مرده است "

  من هر بار که بنا بر جبر زندگی  از میان خیل عزیزان هنرمندی که مشغول  مالیدن رنگ روی کتان هستند رد می شوم به یاد این جمله ی زرتشت می افتم ( و ای بسا اگر حال و روزم مساعد باشد خودم را در جایگاه زرتشت می بینم وبه همین دلیل برای عقل خودم نگران می شوم )...اما در هر صورت و در هر حالی که باشم ایمانم را به اینکه خدای این قدیس ها ( بیشترک قدیسه ها) ی ِ اغلب جوان،مدتها است که مرده ، از دست نمی دهم . و نا گفته نماند که این احترام مرا به نیایش انها کم نمی کند .

نقاشی بعنوان یک هنر بسیار کهن ( که معلم های  تاریخ هنر علاقه ی دیوانه کننده ای دارند ریشه اش را در غارها جستجو کنند ) مثل هر هنر دیگری دوران ابتدایی ...دوران اوج ( کلاسیک ) و دوره ی اوانگارد داشته است . اما ما به این تقسیم بندی ها کاری نداریم . آنچه در اینجا به آن می پردازیم دوران افول و پایان یافتن نقاشی بعنوان یک کلان روایت هنری است.واقعیت این است که نقاشی مثل بعضی از خواهران دیگرش روزگاری است  که کارش ساخته شده و آنچه امروزه مرتکب اش می شوند جدا از جنبه های اقتصادی و شارلاتان بازی های مرسوم یک آیین است . یک آیین در ستایش خدای مرده . نقاشان امروز ( این راهبان نه چندان سالخورده ی جدی ) در آتلیه ها عبادت گاههایی ساخته اند برای تبدیل نقاشی به آیین ! *

در اینجا بخاطر  اینکه ممکن است به فراخور موضوع دچار لفاظی شده باشم یک بار دیگر نظرم را بدون قرتی بازی می نویسم .

نقاشی بعنوان یک هنر مرده و بعنوان یک آیین ادامه می یابد . در واقع نقاشان مصممی که امروزه مشغول نقاشی کردن هستند - اگر قول زهردار ویکتور برگین که  نقاشی کردن را از نظر زیست محیطی  یک کار بی معنی می داند نپذیریم (یا حتی بپذیریم )- کاهنان معابدی هستند که برای ستایش خدای مرده برپا شده ...در نقاشی دیگر نمی توان هنرمندی بزرگ شد . یا قدیس می شوی یا شارلاتان ( و خدا می داند که بیشتر شارلاتان )

 

پانوشت  

* دلایلم را برای مرگ نقاشی در این پست بازگو نکردم . بنابراین خواندن این نوشته نیاز به همدلی در قبول فرض اصلی اش دارد .

+

 
سو استفاده ی جنسی از این وبلاگ ممنوع بوده و خاطی مورد پیگرد قانونی و غیرقانونی من قرار خواهد گرفت !